تبليغاتX
اجتبا

اجتبا

میزان

عید غدیر است. تبریک

در زيارت مطلقه آمده است ((السلام علي ميزان الاعمال)) علي ميزان و معيار اعمال است.

امام صادق (ع) در زيارت جدش عرضه مي دارد درود بر تقسيم كننده بهشت و جهنم، درود بر نعمت الهي بر نيكان : ((السلام علي قسيم الجنه و النار السلام علي نعمه الله علي الابرار))

***

راز خلقت همه پنهان شده در عین علی است / کهکشان ها نخی از وصله نعلین علی است

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390ساعت 22:23  توسط مهدي شاد  | 

مقیم

اهل روستا بود. رضی آباد سفلی. رضی آباد راسته ی بهشت آبادی هاست مقیم اینجا

عازم کاشان بود. کفش هایش را وصله زده بود. باید با پای پیاده می رفت. باید برای نگینش رکابی بسازد. دنبال آدمش می گشت. آدمش پیدا شد. حاج عمار. پدرش قدیمها میگفته آقا نوکر می خواهد. کارش نگین است کلا حاج عمار.

می گویند بعضی نگین ها را که می بیند(بعضی ها را) می گوید:

از لعل تو گر یابم انگشتری زنهار / صد ملک سلیمانم در زیر نگین باشد (بعضی ها را)

برای پسر روستایی هم همین را خواند.

- دوسالی طول کشید تا رکاب و نگین ایاق شدند. البته اوستایی است حاج عمار بی مثال. به گمانم ساختش این قدر ها طول نکشیده باشد. هر چه هست زیر سر خوده روستاییش است با صفا

حقیقتا بعد دو سال با صفا شده است. نگین نه روستایی را می گویم. حاج عمار می گفت رکاب رکاب است. هرچه بیرون است ساده است. هرچه هست در نگین است. هر چه هست زیر نگین است. دیده هم نمی شود

چه جالب حاج عمار می گوید رکاب را روستایی ساخته است. به خاطر همین دو سال طول کشیده است. هر دو باصفا شده اند...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1390ساعت 22:21  توسط مهدي شاد  | 

شهود

كلاّ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ اليَقينِ‎ ‎لَتَرَوُنَّ الجَحيم

شما اگر معارف دين را با برهان و يقين بدانيد و به آن عمل كنيد، هم ‏اكنون كه در دنيا هستيد جهنم را مي‌بينيد؛ بعد از مرگ كافران هم جهنم را مي‌بينند و ‏مي‌گويند: ”ربّنا اَبْصَرْنا وَسَمِعْنا“

مشاهده، مقام لقای حق است . شهود آن است که وصل حاصل شود . اگر وصل حاصل آید، انسان به مقام حضور خواهد رسید و شهود از جنس حضور است. این مکاشفه در اصطلاح، «مکاشفه معنوی » است، که غیر از «مکاشفه علمی » و «مکاشفه صوری » است . حاصل آنکه:

اولا، مکاشفه با باطن و قلب عارف سر و کار دارد;

ثانیا، مکاشفه با وحی تمایز ذاتی ندارد;

ثالثا، کشف عرفانی جز با دریدن حجاب حاصل نمی شود .

مکاشفه دارای درجاتی است: نخستین رتبه آن، گه گاه دست می دهد .

رتبه دوم، دائمی است و زمانی رخ می دهد که عارف، خود را در حالت مکاشفه نبیند و به نحو تمام و کمال، محو محبوب باشد .

مکاشفه عین ثابت یا سر قدر، سومین درجه کشف عرفانی است که همراه با تجلی ذاتی الهی رخ می نماید .

دعای سالک، تابع مشهودات او است، و از آن جا که مشاهدات، همان تجلیات حق است، دعا پیرو تجلی حق است، و چون تجلی حق همواره با اسمی صورت می گیرد و اسماء ذو مراتبند و از سوی دیگر، تجلی حق به قلب نازل می شود و قلوب در پذیرش انوار حق گوناگونند، سؤال ها و دعاهای عارف بسی متفاوت و متنوع خواهد شد; بسته به آنکه مشاهدات او، قلب او، تجلی حق و اسم ظاهر، در چه رتبه و درجه ای باشد .

=====

منازل السائرین

شرح حدیث جنود عقل و جهل

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم تیر 1390ساعت 11:28  توسط مهدي شاد  | 

تنازع

در باب تنازع

از طرفی فلاسفه و عرفا.

از طرفی متكلمين و فلاسفه.

و درنگی متكلمين و عرفا

اين بيت مولوي كه معروف است:

پاي استدلاليان چوبين بود

پاي چوبين سخت بي تمكين بود

و اين بيت هم از مولوي كه معروف نيست اما به ادامه مطلب ربط دارد:

اندر اين ره ار خرد ره‌بين بدي

فخر رازي رازدار دين بدي

 

ميرداماد(استاد ملاصدرا)در اعتراض به مولوي در ديوان اشعارش اين‌گونه موضع‌گيري كرده است:

اي كه گفتي پاي چوبين شد دليل

ور نبودي فخر رازي بي‌دليل 

فرق ناكرده ميان عقل و وهم

طعنه بر برهان مزن اي كج بفهم

زآهن تثبيت فياض مبين

پاي استدلال كردم آهنين

پاي برهان آهنين خواهي به راه

از «صراط المستقيم» ما بخواه

پاي استدلال خواهي آهنين

نحن ثبتناه في «الأفق المبين»

 

سيد محمد شيرازي عارف در پاسخ به ميرداماد اين‌گونه بیان داشته است:

اي كه طعنه مي‌زني بر مولوي

اي كه محرومي ز فهم مثنوي

مثنوي درياي نور جان بود

نظم آن پر لؤلؤ و مرجان بود

گر تو فهم مثنوي مي‌داشتي

كي زبان طعنه مي‌افراشتي

گرچه سستي‌هاي استدلال عقل

مولوي در مثنوي كرده‌است نقل

ليك مقصودش نبوده عقل كل

زان كه او هاديست در كل سبل

بلكه قصدش عقل جزوي فلسفي است

زان كه او بي نور روي يوسفي است

عقل جزوي چون مشوب از وهم‌هاست

زان سبب مذموم نزد اولياست

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم تیر 1390ساعت 19:57  توسط مهدي شاد  | 

مایه ی شرم

شرم دارم از روی مهندس شریف. ازدواج بدون اذن مهندس ...!! واویلا
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم تیر 1390ساعت 20:6  توسط مهدي شاد  | 

حُسن

الاحسان اَن تَعبُد اللهَ کانکَ تَراه و اِن لَم تَکُن ترَاه فإنهُ یَراک

احسان اين است كه خدا را چنان عبادت كني كه گويي او را مي‌بيني; زيرا اگر تو او را نمي‌بيني او كه تو را مي‌بيند.

در مفهوم عزم، واژه ی توکل معنا می یابد. و علی الله فلیتوکل المتوکلون.

باید توکل را به کمال رساند تا عزم گامی شود بر سرایت اسلام از دل به روح، و این همان تعبیر به حُسن است.

در سوره عنکبوت آیه ۶۹ خداوند نوید هدایت به راه خود می دهد که این وعده ایست به محسنین.

والذین جاهدوا فینا لنَهدیَنَّهم سُبلَنا و ان الله لمع المحسنین

و حال دوباره می خوانیم تعبیر رسول الله را از احسان که سبُل هدایت حق است: الاحسان اَن تَعبُد اللهَ کانکَ تَراه و اِن لَم تَکُن ترَاه فإنهُ یَراک

احسان اين است كه خدا را چنان عبادت كني كه گويي او را مي‌بيني; زيرا اگر تو او را نمي‌بيني او كه تو را مي‌بيند.

توکل برای عزم. عزم برای حُسن. حسن برای اطاعت. اطاعت برای رضایت

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390ساعت 3:34  توسط مهدي شاد  | 

تحير

براستي او در ارض مرده بود يا در عرش زنده؟ در عرش مرده بود يا در ارض زنده؟

امروز بيست و هفتم ارديبهشت است و من ياد روز تيره شدن آسمان دو سال پيشم در قم

او برگزيده است . . .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390ساعت 12:27  توسط مهدي شاد  | 

واجتَبَينـهُم و هَدَينـهُم اِلى صِراط مُستَقيم

خداست تا برگزيند هر كه را محبوب اوست. و اين وعده ايست ربوبي ...

حقيقت اجتباست كه حق، برگزيند بنده صالح خويش را و رهايى بخشد وى را از هرگونه تشتّت و تفرّق و سرگردانى. ميان راه و رسم. ميان اصل و نفس. ميان خود و حق. خود و خلق و ميان خلق و حق. آن‌گاه او را به‌سوى خود متمايل و راه هدايت و رستگارى را برايش فراهم آورد. واجتَبَينـهُم و هَدَينـهُم اِلى صِرط مُستَقيم

و اين تفسيري ايست به رحمانيت حق كه او را مشمول رحمت خود سازد و به مزيد كرامت، اختصاص دهد. خداي او را از سرگردانى ميان كثرات و تمايل و سير غيرحق نجات بخشيده و آن‌ها را به‌ سوى خود متمايل و به صراط نور هدايت فرموده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1390ساعت 14:9  توسط مهدي شاد  |